.
.

.Fcuking Wasted.

  Wednesday, April 30, 2003  


سخنان قصار بزرگان:

آپت الله خامنه ای:
هرجا که ديديد دشمن زورگويي می کند، در مقابل او بايستيد.

| comment: 0



  Monday, April 28, 2003  


اين پست رو ترجيحا آشنايان بخونن، واسه بقيه نبايد چيزی داشته باشه.

هاها چه حالی داد تمرين ديروز بچه ها. کلی متال خونم رفت بالا. حالا ايشالا سهيل خودش سايتش رو update کنه و تعریف کنه. ولی خوش گذشت. ادا اصولای حسام موقع bass زدن، اخ و تف کردن های محمد موقع خوندن و کلی مسخره بازيهای ديگه. حالا همه اينا رو بيخيالش شيم نکته باحالش اين بود که خوندن Metallica - Blackened به عهده من گذاشته شده بود. بماند که دو سه جا سوتی دادم تو خوندن ام دادم و مکس های نابجا و اينا. ولی با tone صدام حال کردم با اینکه تمرين خاصی نداشتم. روز قبلش محمد بهم گفته بود که تو ميخونی صحبت ام نباشه. از همه خفن ناک تر سرعت دست محمد و سهيل بود که شديدا آب دهن ما را راه انداخته بود. خصوصا محمد به عنوان يهRhythm Guitarist واقعا معرکه بود کارش. خيلی حال کرديم خلاصه.

| comment: 0



  Saturday, April 26, 2003  


من نميدونم چيه قضيه که هر دختری که به ما ميرسه يا boyfriend داره در حد غش کنم برات، يا حالش از هرچی پسره بهم ميخوره، يا تيريپ لاو اوليش سر دلش مونده ديگه اگه با يه پسر ديگه دوس شه جونش از حلقش درمياد، يا فقط با پسرای جنتلمن حال ميکنه که حسابی اونجای خانوم رو بليسه، يا افسرده اس ديگه حال پسرا رو نداره يا... عيب نداره بابا کـون لق همتون. فقط نميدونم اگه قدم بجای 172 مثلا 185 بود، يه زانتيا زير پام بود، قيافم baby face نبود، اونوقت بازم هرکی به تور ما ميخورد از اين گه بازيا درمياورد؟

...داشتم خاطرات گذشته رو ميخوندم قاط زدم. هه هه.

| comment: 0



confirm شده که واسه فردا بنده به صورت افتخاری در تمرين گروه Explode راه داده ميشوم. يوهوووو.

| comment: 0



  Friday, April 25, 2003  


ديگه مستي از اين تـخمي تر تو عمرم تجربه نکرده بودم. نزديک ۱ ليوان الکل داديم به خورد خودمون که لااقل يکي دو ساعت با زندگي حال کنيم. حال که نداد سهله، ريـد تو حال و احوالمون. بجاي اينکه شنگول و سرحالم کنه فقط چشمامو سنگين کرد اونم به مدت چندين ساعت و يک کم هم تعادلم کم شده بود. بگي يک سر سوزن حالتاي کـس خلي و مسخره بازي و اينا بهم دست بده، کـس شر بگم بخندم... هيچي. خودم تو کف مونده بودم که چرا نميگيره منو... واقعا تـخمي بود. صرفا تا آخر شب اون اثرات کـيريش روم موند. شب هم موقع خواب تا چشمام رو ميذاشتم رو هم، هذيون ديدن هام شروع ميشد عين اينا که تب شديد دارن. يه خواب ام نتونستيم بکنيم و چند ساعت جفتک انداختيم و جون کنديم.
ديگه کم کم دارم به اين نتيجه ميرسم که اين آلات حال دادن مصنوعي (چي گفتم!) هيچکدوم به من يکي نميتونن حال بدن. ريـديم به خدا.

| comment: 0



  Tuesday, April 22, 2003  


يا الله.

- پول تلفنم واسه اين دو ماه اومده ۵۰ هزار تومن !!
- چند روزه يه برنامه که درمورد مدت شدنم به اينترنت آمار ميده نصب کردم. به طور متوسط روزي ۷ ساعت و نيم online تشريف دارم. بزن به تخته.
- معمولا از ۲۴ ساعت اگه حالا دانشگاه رفتنم رو توي بعضي روزا نظر نگيرم، حدودا ۲۳ ساعت رو توي اتاقم ام. معمولا ناهار و شام رو هم پاي کامپيوتر ميخورم که يه وقت از
برکت اتاقم بي نصيب نمونم.
- آخرين باري که رغبت کردم کتابي رماني داستاني چيزي بخونم برميگرده به ۱ سال و يه ماه قبل.
- به طور ميانگين تلفنم هر ۶ يا ۷ روز يه زنگ ميخوره.
- حالم داره از خودم بهم ميخوره. چه وضعشه انتر خجالت نميکشي ؟
- ...

خودتون از اينا يه نتيجه اي بگيرين ديگه.

| comment: 0



  Saturday, April 19, 2003  


وای خدا چرا اينقدر اعتماد بنفس من به چسی high و low ميشه.
امروز تقريبا اولين روز سال 82 بود که من احساس کردم اعتماد بنفسم به نقطه پيک اش رسيده. شب داشتم به دلايلش فکر ميکردم. ببينين به چی ها رسيدم... خودم از خودم خجالت کشيدم.
اول صبح که داشتم حاضر می شدم برم دانشگاه، خودم رو يه تيريپ تو آيينه ورانداز کردم. خودم يه لحظه کف کردم... بر خلاف هميشه که خودمو نگا ميکردم چار تا فحش ميدادم. تو دانشگاه سر کلاس که بودم چند دفعه متوجه شدم که يکي از جيگرهای پشت سرم داره وراندازم ميکنه يا يه چزی تو همين مايه ها. بعدش تو راهرو داشتم ول ميگشتم منتظر شروع کلاس بعدی که يکي از بچه ها رو ديدم و داشتيم سلام عليک ميکرديم که برگشت گفت: شهباز عجب کـُسی شدی... سر کلاس بعدی اينقدر شارژ بودم که خودم کف کردم. تا آخر کلاس حتی يکذره درجه تمرکز ام نيومد پايين. همين دوباره کلی high ام کرد... خلاصه همينطوری تخمی تخمی تا آخر شب همينطوری سوژه واسه high شدن پيش اومد.
نمی دونم بخودم چی بگم فقط تو کفم. دقيقا به چسی high ميشم به چسی ام depress. بايد يه فکری به حال اين موضوع کرد. اينهمه وقته دهن منو گاييده، حالا امروز همينطوری تخمی تخمی... نه اينطوری نميشه باس فرمولشو کشف کنم. قلقش دستم بياد واقعا همه چی حله... FUCK YEAHHHH



| comment: 1



  Wednesday, April 16, 2003  


خداييش اين سوريه ای ها خجالت نميشکن اين بشر رييس جمهورشونه ؟ همه چی بهش مياد باشه جز سياستمدار بودن. عينهو اين بچه مثبتا می مونه که هنوز نمی دونن جق چيه !!
اينم ببينين برای ختم کلام.

| comment: 0



  Monday, April 14, 2003  




-- fuck is why good? --

  As we know it's a very good to fucking very much in lifing (life ing). fuckation has lots of good things for i. the one point is that yor penis brightenes bicause of the rubation with the hole and becomes sexy plus so girls love you and kiss you and sex you. the two point is that you have do some sports in fuck, so that we bodybulid our body. the three point is that fuckation, your penis activates and on duty, so penis not depress and unhappy with live.
i will like plus that i was sleeping when these points cum in my mind. my mind is filled with semen now. i have to wash brain me. ish.

P.S: how was my english, seemed pretty good, eh ? hal konin hehe.


| comment: 0



  Saturday, April 12, 2003  


مرتيكه لااقل فكر خودتو نمي كني فكر ملتي كه بايد تو تاكسي بهت بچسبن رو بكن. مرتيكه الاغ بوگند زيربغلش تا شعاع 2 كيلومتري رو پوشش ميداد. ظبط ماشينش 400 تومن مي ارزه ولي جونش درمياد حالا كه حموم نميره، 2 تومن بده يه اسپري مامي چيزي بخره.

| comment: 0



لينك احسان رو برداشتم. وبلاگ صاب مردمون داشت الكي الكي لو ميرفت خوب شد زود فهميدم. امروز متوجه ليست كنار صفحه اين احسان شدم كه نگو هر دفه بطور اتفاقي يه سري از آدرس هايي كه بهش لينك دادن رو نشون ميده. اتفاقا عبارت منوره fuckingwasted.blogspot.com هم اولين لينكي بود كه اونجا قرار داشت. برق از كونمان پريد به مولا.
اصلا خوش ندارم پاي يه سري به اينجا باز شه. با همين 20 - 25 تا ويزيتوري كه در روز دارم كلي حال ميكنم قربونشون ام ميرم.

| comment: 0



  Tuesday, April 08, 2003  


هه هه اينجا رو بخونين :


خبرگزاري ايرنا :
طلاب و فضلاي (بر وزن فاضلاب) حوزه علميه قم با اجتماع در مدرسه فيضيه، تهاجم آمريكا و متحدانش را محكوم كردند.
سيد احمد خاتمي نماينده مردم كرمان در مجلس خبرگان رهبري گفت : امروز يك وضعيت ناكارآمدي حاكم است و كدام وجدان و عاشق اهل بيت است كه مي تواند ببيند كه آمريكا و انگليس به خانه هاي مسلمانان ريخته و زنان آنها را مورد تعرض قرار ميدهند.


چقدر ذهن اين مادرجنده ها كثيفه آخه. مادرسگ تو اين هيري ويري جنگ و اين همه، ببين رفته به چي چسبيده : زنان آنها رو مورد تعرض قرار ميدهند !! به جان حودم بعيد نيس موقع گفتن اينا راست ام كرده باشه... ذات كثيفه ديگه كاريش نميشه كرد.
در ضمن يكي ام واسه من ربط عشق اهل بيت و تعرض به زنها رو بگه ممنون ميشم.

چاكريم.

| comment: 0



  Sunday, April 06, 2003  


- چته باز تو بابا همش كه status كيري زده بودي امروز دوباره
- داغونم. مث هميشه. عادت نكردي ؟
- بابا تو نمودي ما رو. آرزو به دل شديم يه بار خوشحال ببينيمت.
- بيخي بابا ول كن
- نه من مي خوام ببينم مرگ تو چيه. زود همين الان !
- برو بابا...
- نه همين الان بايد بگي.
- آقا تو ارواح عمت ولمون كن به حال خودمون. انگار يكي دوتاس.
- بگو نكبت...
- آقا تنهام ديگه دهه، تنهـــــــام، ميخواي اعتراف بگيري ؟
- گاييدي مارو با اين تنهاييت. خب يه gf ريدف كن ديگه. مرده.
- باشه الان
- (((((((:
- مسخره جدي ميگم. بابا چه مرگته تو ديگه ؟
- آخه مردك از كجا گير بيارم. نه تو بگو.
- زكي بابا اينهمه جا. پاساژ، خيابون، تاكسي، اون دانشگاهت كه منبع توليد كس تشريف داره، د آخه مرتيكه ديگه چي ميخواي ؟
- بابا جان. مرد مومن تو كه منو ميشناسي. اگه تو فاز اين دختراي ان و گه هاي تو كوچه خيابون بودم كه يالاخره يكي رو پيدا ميكردم.
- چشونه ؟ شما ميفرمايد ؟
- مرتيكه بخدا حالم بده اينقده از من حرف نكش... آخه دختر تو خيابون چي داره ؟ يه مشت دختر سبك مغز. نه تو بگو.
- اي بابا حالا از هيچي كه بهتره. بالاخره سرت گرم ميشه كه...
- مرتيكه تو فكر كردي من تو كف اين آشغالاي تخمي ام كه ناله ميكنم ؟ غير از آويزون شدن و تيغ زدن و لاو تركوندن و يه مشت ان بازي ديگه چي دارن اينا ؟ دو كلمه حرف بدردبخور ندارن بزنن از بس اين مغزاشون خاليه... ولمون كن بابا داريم واسه كي ناله ميكنيم. واقعا كه.
- بابا گه خوردم حواسم نبود شما مثلا آدم حسابي هستي. حالا شما خودشو ناراحت نباش.
- دختر دانشگاهي ام كسي به ما پا نميده داداش. حالا يا قيافم كيريه يا هرچي...
- خفـــــــــــــــــــــه شو تخم سگ !!!! چته مگه مرتيكه هي دم به ثانيه كير كير ميكني‌؟ ان مگه چيت كمه ؟
- بيا بزن حالا. خب لابد كيري ام ديگه. قدم يه جور صورتم يه جور... د يه مرگيم هست كه كسي پا نميده ديگه !
- ببين اگه دم دستم بودي خشك خشك ميكردمت ! نكبت چته ؟ كوتوله اي ؟ چشات مث افغانياس ؟ دهنت گشاده ؟ صورتت كجه ؟
- آقا واسم منبر نرو حتما يه مرگيم...
- نكبت صورتت به اين خوبي عين دسته گل همه چين رديفه خودم بيام اونورا ميخوام يه دست بكنمت... آخه چته تو مرتيكه ! قدت ام معموليه بدك نيس. ديگه اگه الان كسي طرفت نمياد مشكل از غد بازي و بي عرضگي توئه.
- داداشم بي عرضگي نيس. ولي من حاضر نيستم از اينمدل كس ليسي ها كه همه ميكنن بكنم. به گروه خونيم نميخوره.
- گه خوردي كه حاضر نيستي. راهش همينه.
- آقا جان من نمي تونم بكنم. من چوب تو كونم ام بكنن نمي تونم به كسي كه نميدونم منو به تخمش حساب ميكنه يا نه سيگنال بدم
- نترس نميميري حالا چار بار ضايه شو. يكي پا ميده ديگه.
- راه نداره داداشــــــم، تو كه ميشناسي منو. راه نداره. من زور داره واسم الكي خودمو كوچيك كنم واسه هر آشغال كله اي.
- اه اه اه بابا گه گيجه گرفتم. اصن به تخمم. به من چه. بمير تو تنهايي. خوبه ؟
- آخ قربونت ! از اول كه گفتم ولم كن تو حال خودم. خودت فضولي ميكني بزغاله.
- آره بخدا. خودت يه گهي بخور به من چه اصن.
- خب بگذريم ديگه چه خبرا
- هيچي علافيم با بر و بچ...


و اين ديالوگ تخمي بايد هر يكي دو روز يكبار تكرار بشه !!!


| comment: 0



سه چهار نفر St. Anger رو search كرده اند و رسيده اند به وبلاگ من !!
كلي حالي دست داد.

| comment: 0



  Saturday, April 05, 2003  


از قديم گفتن خدا در و تخته رو به هم جور ميكنه ؟ خيلي گه خورده هركي گفته !!

| comment: 0



  Wednesday, April 02, 2003  


اين يكي دوروزه نمي دونم چي شده يك كم چگالي post كردن من رفته بالا، شما به بزرگي خودتون ببخشين. لازم بود اين مطلب رو بذارم تو وبلاگ، متال دوستان عزيز اگه اين مقاله رو قبلا نخوندين آماده باشيد براي چت كردن.


Close-up's Martin Carlsson leaves an exclusive report from the studio north of San Francisco where Metallica's working on their new album "St. Anger".


I swear on the bible, on my mother's grave or whatever - the following text is nothing less than the complete truth. This statement needs to be made, quite simply because you're probably not going to believe me. I almost wonder if I've really listened to the new Metallica album "St Anger" myself, or if somebody has been playing a trick on me and played me some new, exciting aggro-band. You see, "St. Anger" is a chock, one of music history's greatest! It is as if "Load" and "Reload" has been deleted from the map, as if the Black Album never existed, as if the Metallica we've come to know never really existed. The five songs (all of which are as of yet untitled but the title-track) I've heard exhibits a sound so EXTREME and raw that all you can do is sit there chocked with your jaw on the floor.

I'm not joking.

Twenty journalists are gathered in the control-room of the studio north of San Francisco. We get comfortable. The air is vibrating with excitement, and then? BAM!! The first song (working title: Frantic) kicks in with hypnotic, almost industrial Slayer-riffs. What the fuck is going on? "You live it or lie it", chants James Hetfield and goes on with "my lifestyle determines my death style". It is ultra-tight metalcore like it has never been performed before. Lars ulrich's fat drum-sound is replaced with an oilrig-similar snare that's usually reminiscent of robotic industry-metal. "Do I have the strength?", a wondering Hetfield screams in the middle of the chaos. It is a maddening Blitzkriegstrategy with attack-waves of battering riffs, attacking from every angle for five minutes and 54 seconds.

I'm not joking.

The war as just begun, and I really mean THE WAR, because this music would be the perfect soundtrack to the media coverage of the war on Iraq. The title-track blazes away with a ultra-fast bulldozermosh that leaves Max Cavalera far behind. We are talking monster-metallized punk from another planet; a twisted and overdosed Dischange just released from rehab! We are talking beyond sound-speed, especially regarding the drum-work. The double-bass pounds away mercilessly and Lars Ulrich's use of the snare are almost -get this!- blast-beats!! It's going to be interesting seeing him trying to repeat this live - if the dane is usually soaked from sweat and carried to the lodge after traditional concerts, then he's going to need an oxygen-mask and hospital personnel to wake him back to life after this. Following this amazing intro comes a softer part where Hetfield sings "St. Anger around my neck, he never gets respect." This ten second long part, recurring a couple of times in the seven minute and 24 second long song, is the only part that could be classified as soft. The Producer Bob Rock (also on bass) assures me that this is the calmest, most stripped-down part on the whole album. WOW! A riff similar to "Creeping Death" follows. Hetfield howls "Fuck it all and fucking no regrets" (an exact recapitulation of the classic in "Damage Inc."). Towards the end of the song he screams "I need to set my anger free"... and this is exactly what he and Metallica does: releasing all their anger.

I'm not joking.

Song number three starts up like an updated "Ride the Lightning": MEga-fat thrash-metal in midtempo speed. The vocalist spits: "It and you can look out motherfuckers, here I come!". Sepultura's "Roots"-era sound reminiscent in this song, with the refrain "It world" repeated again and again. Before the song ends at five minutes and 51 seconds, Hetfield shouts "enough, enough, enough"

I'm not joking.

Have you missed the complex song-structures of "And Justice for All"? Compared to this around eight minutes long piece (working title "Monster"), the songs of the 1988 album seem more like simple Ramones' ditties. A progressive blanket of sound that warms like a massive and super-intricate Tool, only a thousand times heavier! Hetfield chants over a delicious part that goes into what could be called a chorus with some use of fantasy: "We the people, are we the people?". This phrase is repeated two times and "some kind of monster" three times before the singer concludes "this monster lives". There is actually something here that could be called groove, not entirely unlike Pantera although vastly heavier. The guitars are so damned insane, so damned evil, so damned incredible! The fact is that there isn't anything remotely like a traditional guitar-solo in any of these five songs. Hetfield and Kirk Hammett use their instruments like surgical tools. The guitars shrieks and scream as if Tom Morello and Kerry King made a deal and decided to take the Devil's music not one but ten steps further.

I'm not joking.

The most wicked part is however the last, whose working-name is "All Within My Hands". A very strange piece with an instrumental intro of one minute and fifteen seconds. The tempo is ultra-fast, taking so many twists and turns that you get all dizzy. "All Within My Hands" is shouted and then sung in an Alice In Chains manner. And the ending? MAN OH MAN! Like a possessed madman Hetfield screams "Kill kill kill kill!!" ad absurdum - we're talking deranged shrieks coming from a psychopathic Tom Araya (think Slayer's "Kill Again" only even more insane). You'd think it was over after that. But no. It is like watching an exciting thriller with so many surprises that you finally don't believe an ending is forthcoming. Yes, after a heavy-as-lead finale it winds down at eight minutes and 55 seconds.

I'm not joking.

20 Journalists finally leave the control-room and look at each other. No one needs say anything; the looks say it all: What in god's name have we just experienced? That Metallica, once tired old farts, have made a complete 180, and now sound like a bunch of hormone-reeking bucks in heat, is the most incredible thing that's happened in music history. "St. Anger" is the real "Reload". "St. Anger" doesn't sound like anything the group has done before, it hardly even sounds like Metallica. "St. Anger" is a modern, super-brutal metal-album that is going to chock and knock the entire music world. Melodies? Nope, there's not much here that reminds one of traditional melodies or arrangements such as verse, bridge, chorus. The 10th of June could become known as the day that shook the world. If you haven't catched on yet:

I'm not joking.

Martin Carlsson

خب چطور بود ؟ البته يارو قاعدتا بايد پياز داغشو زياد كرده باشه ولي ديگه نبايد بيشتر از يه حدي با واقعيت فاصله داشته باشه. ما كه حال كرديم.

| comment: 0



  Tuesday, April 01, 2003  


خيلي جالبه كه تو اين اوضاع و احوال قاراشميش، برق كل تهران و حومه بعلت نقص فني بمدت 2 ساعت و نيم قطع ميشه، دقيقا هم سر ساعت 12 دوباره release ميشه... حالا گندش درمياد اگه واقعا چيزي بوده باشه.
ولي اين دو ساعتي كه بدون برق گذشت، قشنگ ياد دوران جنگ افتادم. خيلي حس جالبي بود.

| comment: 0



ديشب خيلي شب جالبي بود. يکي از بهترين برق آساترين تصميمات في البداهه عمرمو تجربه کردم. جريان اين مدلياس:

رفته بوديم خونه داييم عيد ديدني طرفاي ۱۰.۵ شب اينابود. تلفن شون زنگ زد همسايشون بود و گفته بود که آره انگار يه بچه اي چيزي ديدن که از تو حياطشون رفته تو زيرزمين و خلاصه ترسيده بودن گفتن شما بياين يه سر ببينين چيه جريان. خودشون پيرمرد و پيرزني بودن، راه ام به زور ميرفتن بنده خداها.
خلاصه من و پسر دايي يه و داييم رفتيم خونشون ببينيم چيه قضيه. فک ميکرديم گربه اي چيزي ديدن خيال کردن آدمه. دايي رفت پايين ببينه چه خبره. چند لحظه بعد ديدم يکي داد زد برو کنار! ديدم دو تا نره خر با اين قفل فرمون ها از تو زير زمين عين بولدوزر اومدن پريدن بيرون، د بدو به طرف تراس طرف من که برن تو و از در اونجا فرار کنن. منم نميدونم چي شده بود حس قلدريم شديدا زده بالا داشتم کاملا آماده بودم که جفت پا تکل برم تو پاشون که صدا دايي يه اومد بذارين برن بذارين برن، دقيقا در عرض يک دهم ثانيه از اون حالت آماده حمله در اومدم، خيلي بيخيال انگار گوسفند داره از بغلم رد ميشه فقط نگاهشو کردم که عين فشفشه از بغلم رد شدن. بعدشم ويژژژژژژژژژژژژ... در ميان جيغ و داد پيرزنه از تو خونه رفتن طرف در و فرار... بعدا فکر ديدم چه شانسي آوردم را دادم برن، وگرنه همون موقع ممکن بود با اون دسته خري که دستش بود همچين بزنه تو سرم که مغزم بياد تو دهنم... اون بيرون که اومده بودن در رو باز کنن يکي اومده بوده جلو در رو بگيره، يارو ام عصا رو ول داده بوده طرف اين يارو که خورده بود تو در، بعدا ديديم در آهني خونه يه تيکش رنگش رفته بود به طور کامل.

شب باحالي بود. کلي بعدش کـس شر گفتيم و خنديديم سر اين قضيه. ولي واقعا اين تغيير حالتم در عرض يک دهم ثانيه خيلي جالب بود برا خودم. حالا شانسي بود يا از رو عقلش اونو نفهميدم. خيلي نبايد مهم باشه.

| comment: 0



February 2003 . March 2003 . April 2003 . May 2003 . June 2003 . July 2003 . August 2003 . September 2003 . October 2003 . November 2003 . December 2003 . January 2004 . February 2004 . March 2004 . April 2004 . May 2004 . June 2004 . July 2004 . August 2004 . September 2004 . October 2004 . November 2004 . December 2004 . January 2005 . February 2005 . March 2005 . April 2005 . May 2005 . June 2005 . July 2005 . August 2005 . September 2005 . October 2005 . November 2005 . December 2005 . January 2006 . February 2006 . March 2006 . April 2006 . May 2006 . June 2006 . July 2006 . August 2006 . September 2006 . October 2006 . November 2006 . December 2006 . January 2007 . February 2007 . March 2007 . April 2007 . May 2007 . June 2007 . July 2007 . August 2007 . September 2007 . October 2007 . November 2007 . December 2007 . January 2008 . February 2008 . March 2008 . April 2008 . May 2008 . June 2008 . July 2008 . August 2008 . September 2008 . October 2008 . November 2008 . December 2008 . January 2009 . February 2009 . March 2009 . April 2009 . May 2009 . June 2009 . July 2009 . August 2009 . September 2009 . October 2009 . November 2009 . December 2009 .