.
.
| .Fcuking Wasted. |
از نشانه های ظهور امام زمان است که لوگوی Parental Advisory در تبليغات جنبه مثبت پيدا ميکند ! LINK | comment: 0 Wednesday, July 23, 2003
حاليمه که با نوشتن پست، بشدت مثبت بودنم در زمينه الکل رو ميشه که صد البته به تخمم. فقط گفتم که فک نکني خيلي باهوشي که اين موضوع رو متوجه ميشي.
ديشب بعد از مدتها فرصتي دستم اومد که با بر و بچ مثلا مست کنيم ارواح عممون. مقاديري عرق سگي داشتيم و با تکدانه آلبالويي قاطي کرديم و زهرمار کرديم. در کل يه چيزي در حد نصف ليوان الکل دادم به خورد بدنم. يه چيزي تو مايه هاي ۲۰ دقيقه اينطورا يک کم بدنم گرم شد و بر و بچ آهنگ گذاشتن و قر داديم. بعدش که اومدم خونه چنان گيجي مزخرفي وجودم رو گرفت که سابقه نداشت. هميشه لااقل يک کم شنگولي قاطي منگيش بود ولي ايندفعه فقط منگي بود. سرم پاي کامپيوتر تقريبا داشت هدبنگ ميکرد واسه خودش. خداييش تو کفم چطوري با اون حال داشتم با سه چهار نفر چت ميکردم !!! مغزم يه جورايي مختل شده بود. احساس ميکردم مغزه داره صرفا همه کارا رو از رو عادت هاي قبلي انجام ميده. تنها هشياريم اين بود که ميفهميدم هوشيار نيستم ! والا قبلا ام مست کرده بودم به جون مامانم اينا ولي نميدونم چرا ايندفه اينقده کيري شد. همش مث يه موجود فلک زده دست و پا ميزدم که بتونم درست با مغزم ارتباط برقرار کنم ولي نميتونستم. يه ساعت بعد کم کم حالت تهوع ام با اون گيجيم قاطي شد و يه شرايط گه تو گه درست حسابي درست شد، دقيقا طبق يه روال سينوسي حالم يه لحظه بهتر ميشد و دوباره بد ميشد. بدون DC کردن رفتم خودمو پرت کردم توي تخت. گفتم چند دقيقه چشامو بذارم رو هم حالم بهتر شه. چشام رفت روهم وقتي چشامو باز کردم ديدم ساعت ۴.۵ صبحه... باز جاي شکره که حالت تهوع رو رد کرده بودم. اومدم ديدم تو Yahoo Messenger هنوز Online ام. چند تا پنجره ام بازه ملت فحش بارم کردن که کدوم گوري رفتي. بعد رويت شد که دقيقا ۵ ساعته connection برقراره. خوار تلفن. ولي اون حالت منگي و گيجيم تا حد زيادي سرجاش بود. خلاصه سر صبحي با اوقات تخمي پاشدم تلوتلو رفتم تو آشپزخونه چند تا ليمو قاچ کردم و چلوندم تو آب و رفتم بالا که مثلا ببره. بعد خودمو جر دادم ولي اصن خوابم نبرد. خلاصه ديديم ايطوري را نداره. نشستم زورکي يک کم Diablo II بازي کردم که وقت بگذره... الان ساعت ۱۰ صبحه و تازه يه ساعتيه که مستيه کاملا از سرم پريده. واقعا گه بود ! به چند دليل ديگه واقعا از عرق متنفر شدم. يکي اينکه واقعا مغز رو مختل ميکنه به طرز فجيعي اصن داشتم ديشب ديوونه ميشدم از اين موضوع. قسمت دردناک ترش اينه که ميفهمي که نميفهمي ! يکي ديگه اش اصلا تضميني وجود نداره که وقتي که خوردي شنگولت کنه و حال بده بهت ولي اون حالت گيجي و منگي بعد از خوردنش به مدت چند ساعت کاملا تضمين شده اس. خلاصه که اگه مستي اينه کيرم توش. LINK | comment: 0 Tuesday, July 22, 2003
«و ما lovemaking را خلق کرديم تا مرهمي باشد براي مومنين و مومنات در آزمايشات سخت الهي، و خدا بر آنچه شما ميخواهيد عالم و حکيم است» - سوره لب
LINK | comment: 0 Saturday, July 19, 2003
دلت ميخواد بفهمی ميزان شلخته بودن طرفت تا چه حده ؟ کاری نداره يه سی دی mp3 چيزی بهش قرض بده ببين دو روزبعد که ازش پس ميگيری اصن ديگه قابل خوندن هست يا نه !!
LINK | comment: 0 Thursday, July 17, 2003
خب به حمد خدا نصف تابستون رفت من تازه امتحاناي دانشگاهم تموم شد. اي کـس ننـتون به فـاک رفتم ديگه حالم از هرچي درس و جزوس بهم ميخوره. از همه چيم عقبم. يه ماهه حتي دستم به گيتارم نخورده چه برسه که بشينم درساي استاده رو تمرين کنم. بايد برم دنبال کاراي سربازيم ببينم ميتونم چون داداشه ايران نيس معافي بگيرم يا نه. بايد دنبال کار اين کلاساي IELTS ام برم. بايد بشينم بعد از عمري يککم فلش ياد بگيرم الان بقال سرکوچمون ام فلش بلده من که خير سرم دانشجو کامپيوترم بلد نيستم شرم آوره به خدا. بايد دنبال پروژه ام باشم از حالا. واسه ترم پاييز يه پروژه کـس شري تحويل بگيريم تموم شه بره پي کارش...
واي دارم سرگيجه ميگيرم. راستی اگه کسي در مورد اين کلاسای IELTS چيزی می دونه يه مقداري مارو هم روشن کنه که يک کم آمار دستمون بياد. چون کاملا بيلمرم. تشکرات. LINK | comment: 0 Monday, July 14, 2003
خداييش فقط يه گروهه که متاله و در عين حال ميشه عبارت ماه رو براش بکار برد : Iron Maiden.
LINK | comment: 0 Saturday, July 12, 2003
مناجات يه بدبختِ ان و گه قاطی کرده و دچار شده به ياس فلسفي:
خدا... مي دونم که وجود نداري ولي با اين حال خيلي چاکرتيم. خدا... ميدونم که ياسين به گوش خر ميخونم ولي تورو به ناموست يک کم هواي مارو داشته باش. خدا... هوي با توام الاغ ! خدا... LINK | comment: 0 Friday, July 11, 2003
دوقلوهاي بهم چسبيده در حضور امام راحل
يه چيزي آقا را ناراحت کرده. گمونم نگران اينه که اگه موقع مردن يکيشون بهشتي باشه يکيشون جهنمي، تکليف چيست ؟ احتمال دارد اسلام به خطر بيفتد. بلي. (اين netfirms الاغ نميذاره لينک مستقيم به چيزميزاي تو سايت داد. خودتون زحمت زدن save target as رو بکشيد. کسي ام اگه جاي بهتر سراغ داره به مام ندا بده) LINK | comment: 0 Wednesday, July 09, 2003
تويی که ادعات ميشد هوار تا !
يه دل رو شيکوندی، الکي الکي. بسه ديگه لعنتي آخه چقدر گير دادن مزخرف چقدر منفي بافي چقدر فکراي ماليخوليايي... بسه آدم شو ديگه. همينو ميخواستي آشغال !!!؟ واااااااااااي خدا خيلي ناخوشم. ميخوام نعره بزنم. LINK | comment: 0 Tuesday, July 08, 2003
خيلي دلم واسه اين لادن و لاله سوخت. حيووني ها بعد ۲۹ سال زجر و بدبختي محض واقعا حقشون نبود اينطوري تموم شه زندگيشون. خدايي تصورشو بکن... ۲۹ سال تمام مجبور باشي يه نفر رو چسبيده به خودت تحمل کني. تحت هيچ شرايطي نتوني تنها بشي. حتي وقتي بخواي بري بريني يکي بغل دستت باشه، حتي وقتي بخواي تو حال خودت باشي، وقتي حشرت زده باشه بالا بخواي با خودت ور بري... شوخي نيستا، اين بدبختا در حسرت يک لحظه تجربه کردن Privacy مردن و تموم شد رفت ! واقعا مغزم از تصورش سوت ميکشه.
هرچي از اين موارد خاص ميبينم، بيشتر به تخمي بودن و senseless بودن اين دنيا و آفريدگارش ايمان ميارم.... اي بابا. LINK | comment: 0 Sunday, July 06, 2003
اينو يکی دو روز پيش توی يکی از email هام ديدم با يکی دوتاش حال کردم گفتم خالی از لطف نيست شمام ببينين خصوصا آخريش باحاله:
Funny phone answering machine messages: a). Hello, you've reached Jim and Sonya. We can't pick up the phone right now, because we're doing something we really enjoy. Sonya likes doing it up and down, and I like doing it left to right... real slowly. So leave a message, and when we're done brushing our teeth we'll get back to you. (b). Hi, this is John. If you are the phone company, I've already sent the money. If you are my parents, please send money. If you are my financial aid institution, you didn't lend me enough money. If you are my friends, you owe me money. If you are a female, don't worry, I have plenty of money. (c). Hi, I'm probably home. I'm just avoiding someone I don't like. Leave me a message, and if I don't call back, it's you. (d). Please leave a message. However, you have the right to remain silent. Everything you say will be recorded and will be used by us. (e). (Sexy female voice with heavy panting).. Hi, you've reached 555-3456. John is in... (Sigh) Oh no, he's out... (aah) Yes, he's in again...(ooh) No he's out... (aah) Why don't you just leave your name and number and he'll call you as soon as he... comes. LINK | comment: 0 Saturday, July 05, 2003
بابا عجب پررو شدن اين ديالوگ نويساي سينماي ايران ها ! امروز واقعا سر بعضي از تيکه هاي اين عروس خوش قدم کفم بريده بود ! ماهايا پتروسِان زنيکه يه جا داره شير ميخوره بعد برميگرده به يارو ميگه واي نميدونستم اينقدر شير شما خوشمزه اس !!!
يا يه جا ديگه بود ماهايا جون تو تختخواب بيمارستان خوابيده بود و يارو شريفي نيا داشت خايه ماليشو ميکرد و آره شما خوشگلي و فلان. اين گفت آخه تازه من الان با اين اوضاع و احوال تو تخت که جالب نيستم... شريفي نيا برگشت گفت مهم جا نيست که، تو تخت باشه تو خونه باشه... مهم حاله !!! (با يک لحن سکسي ام گفتا) يا.. ديگه يه جاش بود که مرده از سر پاکت شير خورد بعد دادش به ماهايا جان ام از همون سر پاکت شير خورد... خدايي ملت عين خر داشتن حال ميکردن با اين صحنه هاي فيلم... ولي نه مث که اينام راهشو ياد گرفتنا، همچين ديالوگاي erotic ميذارن که اثرش از صد تا فيلم سوپر بيشتره. پسر دختراي دور و برمون بنده خداها بيتاب شده بودن اون آخرا ديگه همش در حال لب و مالوندن همديگه بودن. جالبه ها erotic اش هم از اون هاييه که کسي نميتونه بهشون گير بده چون در ظاهر اصن چيزي نميگه که قابل گير دادن باشه : شير شما خوشمزه اس. خب چه عيبي داره اين عبارت ؟ هه هه. LINK | comment: 0 Friday, July 04, 2003
ای به گور بابای آدم احمقی خنديدم که قبلا به خودش قول داده ديگه عمری لب به سوسيس آلمانی و از آت آشغالا نزنه ها، بعد باز خر ميشه هوس ميکنه که بخوره، بعد شب تا صبح گـاييده ميشه خوابش نميبره... اه.
LINK | comment: 0 Thursday, July 03, 2003 Fact about Metallica :
The old farts will never have the balls to make another instrumental song... LINK | comment: 0 Wednesday, July 02, 2003 Have lots of respect for classic music, but just don't know how to enjoy it. too bad....any recommendations for a start?
LINK | comment: 0
February 2003 .
March 2003 .
April 2003 .
May 2003 .
June 2003 .
July 2003 .
August 2003 .
September 2003 .
October 2003 .
November 2003 .
December 2003 .
January 2004 .
February 2004 .
March 2004 .
April 2004 .
May 2004 .
June 2004 .
July 2004 .
August 2004 .
September 2004 .
October 2004 .
November 2004 .
December 2004 .
January 2005 .
February 2005 .
March 2005 .
April 2005 .
May 2005 .
June 2005 .
July 2005 .
August 2005 .
September 2005 .
October 2005 .
November 2005 .
December 2005 .
January 2006 .
February 2006 .
March 2006 .
April 2006 .
May 2006 .
June 2006 .
July 2006 .
August 2006 .
September 2006 .
October 2006 .
November 2006 .
December 2006 .
January 2007 .
February 2007 .
March 2007 .
April 2007 .
May 2007 .
June 2007 .
July 2007 .
August 2007 .
September 2007 .
October 2007 .
November 2007 .
December 2007 .
January 2008 .
February 2008 .
March 2008 .
April 2008 .
May 2008 .
June 2008 .
July 2008 .
August 2008 .
September 2008 .
October 2008 .
November 2008 .
December 2008 .
January 2009 .
February 2009 .
March 2009 .
April 2009 .
May 2009 .
June 2009 .
July 2009 .
August 2009 .
September 2009 .
October 2009 .
November 2009 .
December 2009 .
|