.
.

.Fcuking Wasted.

  Tuesday, May 31, 2005  


یه ماه با این، دو ماه با اون یکی، یه ماه با یکی دیگه...
حال نمیکنم اینطوری. یعنی قبلا ام نمیکردم، ولی الان دیگه داره حالم بهم میخوره از messing around مزخرف که آخرشم جز اعصاب خوردی هیچی به آدم نمی ماسه.
یه آدم ثابت میخوام.

| comment: 0




به مناسبت رحلت گوهربار حضرت امام
شدیدا به یک عدد سفر و تعدادی همسفر (ترجیحا مث خودم ک*س خل) نیازمندیم.

| comment: 0




  Sunday, May 29, 2005  


دست میزنن به فلان آدم؛
زود میخوابه، میگن قامتش خوبه استقامتش کمه.
یه ساعت و نیم سیخ وامیسته، میگن نیگا چقدر بی جنبه اس!

بدبختیه بخدا.

| comment: 0




  Tuesday, May 24, 2005  


راستی همچین بد نیست گاهی به فکر apply کردن ام باشم ها، ثواب داره. مرتیکه سیب زمینی خاصیت عین گاو نشسته داره در و دیوارو نگا میکنه واسه خودش.

| comment: 0




  Saturday, May 21, 2005  


مشکل خیلی از شما پسران و خصوصا دختران عزیز اینه که همه چی رو با عشق و علاقه اشتباه میگیرید. یا به عبارت بهتر، میخواید که اشتباه بگیرید، یا به عبارت خیلی بهتر، اداشو درمیارین.

طرفت بچه مایه دار باشه خوب بریزه به پات
طرفت پر و پاچه یا جلوبندی بالانس داشته باشه طوری که هر دفعه مورمور بشی
طرفت خوشگل یا بانمک باشه هی دلت بخواد نیگاش کنی
یارو آدمیه که مخش بهتر از تو کار میکنه و باعث میشه جذبش شی
بعد عمری یه partner کـیری گیرت اومده که مث سگ میترسی اگه از دست بره بدبخت میشی لذا ناخودآگاه دودستی میچسبی بهش
موجود متفاوتی باشه و از اینکه این آدم یه جور دیگه اس خوشت بیاد
آدم بدقلقی باشه که راه نمیده، تو ام تحریک بشی هرجور شده بدستش بیاری
partner ات خوب میماله/میلیسه باعث میشه تو با خودت حال کنی در عین حال عشق کنی که چه case خوبیه اینقدر روحیه میده

گاهی یک کم عمیق نیگا کنین، لااقل با خودتون رو راست باشین، ببینین عواطف پاکتون (!) بعضا از چه عوامل ضایعی مشتق میشه... حرف تکریم true love نیست، من خودم به شخصه واقعا true love بیلمرم، ولی لااقل زور نمیزنم خودمو غرق در love ببینم!

| comment: 0




  Sunday, May 15, 2005  


گیتار تمرین کردن ام عین درس خوندن می مونه. overpractice (!) کنی فایده که نداره هیچ، اثر عکس میذاره. لااقل من که این مدلی ام.
حالا این موضوع مطرح میشه که اصولا منظور شما از overpractice مثلا در چه حده. اگه فک کردی منظورم 3 4 ساعته ریدی! برای من دیگه بعد از 30 40 دقیقه میشه overpractice، دیگه تا 10 دقیقه بعدش باید تعطیل کنم وگرنه عصبی میشم ممکنه به گوز شدن کامل اینجانب منجر شه. طوری که شب خوابم نبره (بعد بیام اینجا کـسشر بنویسم!).

...چندمین پستیه که من توش به این موضوع که "خوابم نبرده دارم اینجا کـسشر مینویسم" اشاره کردم؟

| comment: 0




  Saturday, May 14, 2005  


extreme isolation
extreme self-disgust

| comment: 0




  Tuesday, May 10, 2005  


همینطوری الکی رفع کتی:

- تور ماسوله رو میای؟
- نه جمعه رو قراره منشی شرکت رو بگم بیاد خونمون.
- ok پس منم نمیرم.
- ولی آقا اینقد دلم برات تنگ شده که نگو.
- منم دلم تنگ شده، ولی بهرحال تو کـردن کُـس رو بر دیدن دوست ترجیح دادی، پس کُـس نگو!
- (هنوز جوابش نرسیده)

| comment: 0




  Sunday, May 08, 2005  


آدم این درد رو به کی بگه... همش 15 نفر اختلاف!!! شدت سوزشم باید خیلی بیشتر از این چیزی باشه که الان هست، نمیدونم چرا زیاد جز نمیزنم... بگذریم، حتما حکمتی در این موضوع نهفته بوده است. بلی. اصلا حضرت پائولو کوئلیو - آلـتنا فی ماتحـتهو جمیعاَ و کتبه خزعبلاتاَ شدیدا - میفرماید اینها همه نشانه هستند. هر کـیر خری که نوش جان کردید توش دنبال نشانه ها و خیر و صلاح بگردید سرگرم باشید.
خودمونیم خدایی این کوئلیو چی داره که اینقده ملت میرن تو کـونش؟ نخونده بودیم فکر میکردم موجود خیلی خاصیه مثلا.

| comment: 0




  Thursday, May 05, 2005  


این منو یاد این وبلاگ نویسایی میندازه که به خودشون فحش میدن که بگن من متفاوتم مثلا.

| comment: 0




deicide - the god that keeps on kiiring

| comment: 0