.
.

.Fcuking Wasted.

  Wednesday, August 31, 2005  


تلاقی این دو تا عکس، چیز خوبی میشه.
این و این

الاغین و الاغات در این عکسها تفکر کنید.

| comment: 0




تیم ملی کشورمان از
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

صعود به مرحله بعدی رقابتها بازماند.



ایده کش رفته شده از
pulp-fiction.blogspot.com

| comment: 0




جدیدا مجری های تلویزیون واسه بخش "صلوات بر محمد و آل محمد" تیریپ improvise میان.
آدم روحش شاد میشه بخدا.

| comment: 0




خوشحالیم برای گرفتن certificate ای که 4 5 ماه بالاش وقت گذاشته بودم،
تقریبا 2 ساعت دوام داشت.
خیلی جالبم من. خیلی!

| comment: 0




  Saturday, August 13, 2005  


Explode - Temptation

رفقای عزیز ما بالاخره بعد از قرنها تلاش و کوشش موفق به هم آوردن ماتحت مربوطه شده و آهنگایی که خیلی هاشو بیشتر از یک سال پیش ساخته بودن رو Record کردن و گذاشتن رو سایتشون. من در مجموع حال کردم با کار. خصوصا با track های 2 و 6.
اگه توی فاز Heavy/Thrash Metal هستین یه سیخی بزنین به اینجا ببینین فاز میده یا نه.

| comment: 0




  Thursday, August 11, 2005  


همین الان از پای والیبال ایران - برزیل بلند شدم.
همچنان توی کف و خون 2 تا set ای هستم که ایران از برزیل گرفت.
بسی حال دادید دمتون مرسی.

| comment: 0




آصفی: آمریکا برای توجیه شکستش در عراق به فرضیه دشمن فرضی متوسل شده است

شما رو نمیدونم ولی من بلافاصله برام ضرب المثل "جاکش همه را به کیش خود پندارد" تداعی شد.

| comment: 0




فکر میکردم لااقل بعد از انتخابات شکوه مند ریاست جمهوری، اینایی که احساس میکردن این لوگوهای آتشین توی وبلاگشون به تـخم چپ کـسی حساب میشه، احیانا به یه سری نتایجی برسن.

لاکن بر خلاف تصورات واهی من، همچنان با اراده پولادین و با قدرت هرچه بیشتر به ساختن و نصب لوگو های دشمن شکن در وبلاگاشون مشغولن.

| comment: 0




هر وقت از فاز متفاوت بودن و نمیدونم unique بودن و این که زمان لازم داری تا توانایی های خفن بالقوه ات به عمل بیاد و خلاصه این جور اراجیف کشیدی بیرون،
هر وقت با تمام وجود پذیرفتی که تو هم یه چیزی هستی مث بقیه. کاملا typical و کاملا ordinary،
اونوقته که واقعا داری بزرگ میشی.

البته توجه داشته باشید که اینم شاید حرفایی باشه واسه کاهش درد کـون سوزی کـسایی که هیچ چیز متفاوتی نسبت به عامه ندارن!

| comment: 0




  Tuesday, August 09, 2005  


از اتاق فرمان اطلاع میدن که بکشم بیرون دیگه.
سعی میکنم.

| comment: 0




شهباز تو فکر کردی منم مثل بقیه دخترا ام؟
نه تو اشتباه میکنی.
من خیلی جـنده ترم!

| comment: 0




  Saturday, August 06, 2005  


جنـده هایی که توی وبلاگ هاشون با تمام وجود و عاجزانه دست و پا میزنن تا هنوز خودشون رو دنباله روی عشق پاک و خالص و دلداده چشم و صورت فلان lover و معصوم و بیگناه و بی شیله پیله و از این دست نشون بدن.
جدیدا راه به راه میبینم موارد از این دست. شاید میخوان مثلا اینطوری یه لینکی به دوران قشنگ 17 18 سالگیشون که لااقل یک کم انسان بودن رو حفظ کنن... حیوونیا.

| comment: 0




  Tuesday, August 02, 2005  


Hallucin

- چه خبر اوستا؟
- هیچی مث همیشه. pdf خوندن و گـاییده شدن چشم.
- تو چی؟

- هیچی آخر شب با یه بابایی یه سـکس چت حسابی کردم.
- بلی.
- آبمو توی کـونش خالی کردم، خیلی حال داد ایندفه.
- عجب!! آفرین به تو.
- خب سـکس چت که کار همیشگیته، غیر اون چه خبر؟

- امروز رفتم تجریش خرید.
- بابا خرید...
- رفتم واسه شلوارم یه دگمه خریدم.
- دگمش افتاد دیروز.
- صحیح...!

| comment: 0