.
.

.Fcuking Wasted.

  Tuesday, September 27, 2005  


به بکارتم قسم که تاحالا شبکه خبری خواب آور تر از BBC ندیدم.

| comment: 0



  Friday, September 16, 2005  


روزنوشت های یک بسیجی متفکر:

امروز داشتم تفکر میکردم که این گزارشگر های فوتبال مثلا آقای فردوسی پور و آقای خیابانی ما چقدر خوش شانس هستند. توی بازیهای فوتبالی که با اذان مغرب برخورد میکنه، همیشه گزارشگر از شنوندگان درخواست میکنه که اونا رو هم توی دعای خودشون شریک کنن. خب اگه بگیم مثلا 5 میلیون نفر این بازیها رو از پای تلویزیون میبینن و حالا فوقش این وسط 500 هزار نفر کافر و بی دین باشن و نماز نخونن، میمونه 4.5 میلیون نفر. اگه بگیم از این تعداد یه تعدادیشون از گزارشگر خوششون نیاد، یا کلا تنبلیشون بیاد کـس دیگه ای رو هم توی دعای خیرشون شریک کنن، در بدترین حالت 3 میلیون نفر برای آقای گزارشگر دعا میکنن. یعنی مفت و مجانی یه خروار دعای خیر به حسابش نوشته میشه که به عبارت دیگه یعنی الکی الکی ممکنه سرنوشت آقای گزارشگر روی پل صراط با همین دعاها کن فیکـون بشه و عاقبت به خیر شه! دارم غبطه میخورم به این سعادتی که نصیب آقایون گزارشگر میشه...

| comment: 0



  Tuesday, September 13, 2005  


توی یه mood ای هستم توی مایه های "روزگار غریبیست نازنین" و اینا.

| comment: 0



  Monday, September 12, 2005  


یادمه یکی دو ماه پیش کلی دادگاه و دادگاه کشی پیش اومد که Yahoo پسورد email یه سرباز آمریکایی که توی عراق کشته شده بود رو به باباش بده که آخر سر هم تحت عنوان مباحث مربوط به privacy، پسورد رو نداد!
بعد حالا بخاطر مالیدن خـایه دولت چین میان خیلی راحت این مدلی یه آدم رو لو میدن.

wow

| comment: 0



  Sunday, September 11, 2005  


وقتی فلان دختر توی هلند قرآن رو پاره میکنه یهو میشه حیوون،
وقتی مصباح یزدی با امام زمان با هم فالوده میخورن،
وقتی فلان درخت توی فلان امامزاده خون گریه میکنه،
خب بدیهیه که چارلی چاپلین هم دخترشو نصیحت میکنه که حجاب اسلامی رو رعایت کنه!

پ.ن: چقدر من به چارلی چاپلین فحش دادم سر این نامه هه که مرتیکه تو کـون یه ملت رو پاره کردی با این نصایحت! دیگه از در و دیوار مملکت آویزون کردن همه جا. به جان خودم حتی سلمان رشدی ام بیاد یه چند کلمه در باب عفت و پاکدامنی و اینا چیز میزایی که به گروه خونیه فرهنگ ایران بخوره بگه، همه جا میزنن به در و دیوار. این خودش نشون میده که چقدر این فرهنگ آشغال تشنه تایید شدنه.

FCUK.

| comment: 0



  Thursday, September 08, 2005  


همه جاکش
همه خود خواه
همه از خود متشکر
همه حسود
همه سطحی تا دلت بخواد!
همه بد دل
دیگه در بهترین حالتش همه اَن
...
چه خبره؟
چرا همه دارن سقوط آزاد میکنن؟
واقعا چه خبره نمیفهمم!
حتی به دوستای سابق خودم هم که نیگا میکنم میبینم هرکدوم از اون یکی عوضی تر و مادرقحبه تر شدن...

نمیفهمم... روز به روز بیشتر با محیط دور و برم غریبی میکنم.

| comment: 0



  Tuesday, September 06, 2005  


اين چند وقته که دقت كردم ديدم تمام دخترايي كه سيـنه هاي بزرگ و خوش تركيبي دارن (منظورم سيـنه هايي كه مثل مشك آب ميمونه نيس) شديدا از سينـه هاي سيليكوني بدشون مياد و ريخت و فرمشو تحقير ميكنن. آخرین بار یکی از دوستان که اتفاقا خداوند در زمینه سر و سیـنه براش مرام گذاشته، خیلی با غیظ افاضه می فرمودند که فقط یه جنـده ممکنه به سیـنه سیلیکونی فکر کنه و خیلی سبکه و اینا.

حالا من كاري ندارم كه حرفشون به جا هست يا نه. من خودم به شخصه از سیـنه سیلیکونی منزجرم. ولی نكته در اينجاس كه به نظر نمياد مشكل اینا به مصنوعي بودن و بد فرم بودن سيـنه هاي سيليكون ربطی داشته باشه. مشكل بر ميگرده به كـون سوزيشون از اينه كه چیزی که اینا واسشون کلی حس برتری و سر تر بودن به دخمل های typical داشت، حالا توسط یه چیزی به اسم سیلیکون (یا پروتز یا هر کرسی شعری) تقریبا ریده شده بهش. یعنی هر عمله ای از راه برسه میتونه بره مـمه هاشو قشنگ کنه. البته فکر میکنم بشه بهشون حق داد نه؟ در این مورد من نظری ندارم.

توی همه چی همینه. یعنی اون کـسی که یه چیزی رو به صورت natural داره، از اینکه بقیه به صورت مصنوعی دستش بیارن حرصش میگیره.

مثلا
- اینایی که قدشون بلنده از اینکه جدیدا جراحی قد مد شده شدیدا حرصشون میگیره.
- کـسی که خفن drum میزنه از اینکه ملت با drum machine آلبوم هاشون رو رکورد میکنن کفرش در میاد.
- کـسی که به خاطر شنا کردن خوش هیکل شده از کـسی که با تستسترون زدن در عرض دو سه روز هیکلش باد میکنه معلومه چه تصوری داره.

و الی آخر.

حالا واقعا چقدر میشه به این کفر دراومدن ها حق داد؟ و چقدر میشه توپید؟ نمیدونم واقعا. البته از نظر منطقی میگم، وگرنه غیر منطقی که کاملا حق میدم.

پ.ن : خفه کردم خودمو با این منطق.

| comment: 0



نسيه داده نميشود
علی الخصوص به شما دوست عزيز

| comment: 0



دغدغه بر وزن بق بقو

| comment: 0



February 2003 . March 2003 . April 2003 . May 2003 . June 2003 . July 2003 . August 2003 . September 2003 . October 2003 . November 2003 . December 2003 . January 2004 . February 2004 . March 2004 . April 2004 . May 2004 . June 2004 . July 2004 . August 2004 . September 2004 . October 2004 . November 2004 . December 2004 . January 2005 . February 2005 . March 2005 . April 2005 . May 2005 . June 2005 . July 2005 . August 2005 . September 2005 . October 2005 . November 2005 . December 2005 . January 2006 . February 2006 . March 2006 . April 2006 . May 2006 . June 2006 . July 2006 . August 2006 . September 2006 . October 2006 . November 2006 . December 2006 . January 2007 . February 2007 . March 2007 . April 2007 . May 2007 . June 2007 . July 2007 . August 2007 . September 2007 . October 2007 . November 2007 . December 2007 . January 2008 . February 2008 . March 2008 . April 2008 . May 2008 . June 2008 . July 2008 . August 2008 . September 2008 . October 2008 . November 2008 . December 2008 . January 2009 . February 2009 . March 2009 . April 2009 . May 2009 . June 2009 . July 2009 . August 2009 . September 2009 . October 2009 . November 2009 . December 2009 .