.
.
| .Fcuking Wasted. |
► Blogger Profile ► Last.FM ► @ ARCHIVE February 2003 March 2003 April 2003 May 2003 June 2003 July 2003 August 2003 September 2003 October 2003 November 2003 December 2003 January 2004 February 2004 March 2004 April 2004 May 2004 June 2004 July 2004 August 2004 September 2004 October 2004 November 2004 December 2004 January 2005 February 2005 March 2005 April 2005 May 2005 June 2005 July 2005 August 2005 September 2005 October 2005 November 2005 December 2005 January 2006 February 2006 March 2006 April 2006 May 2006 June 2006 July 2006 August 2006 September 2006 October 2006 November 2006 December 2006 January 2007 February 2007 March 2007 April 2007 May 2007 June 2007 July 2007 August 2007 September 2007 October 2007 November 2007 December 2007 January 2008 February 2008 March 2008 April 2008 May 2008 June 2008 July 2008 August 2008 September 2008 October 2008 November 2008 December 2008 January 2009 February 2009 March 2009 April 2009 May 2009 June 2009 July 2009
|
لازم بود اینو expand کنم:
- دقت کردم دیدم معدود po*rn هایی که واقعا قدرت turn-on داشتن روم، بلا استثنا homemade بودن تا حالا... تف توی روی من؛ اگه بتونم از دیدن این فیلم منحوس که بخاطرش این همه درد و خفت و بدبختی برای یه آدم پیش اومده کیفور بشم... دیگه حتی به چشم یه فیلم homemade عادی که دو تا آدم مث آدمای دیگه با هم رفتن لوس آنجلس، هم نمیتونم فیلمو نگاه کنم. این یکی دو روزه هر وقت حرفی در مورد این دختره بی نوا میشنوم و تصور اوضاع و احوالی که الان ممکنه داشته باشه رو میکنم، گریه م میگیره. باورم نمیشه که هیچکی به این بخش قضیه نگاه نمیکنه. باورم نمیشه که وقتی در حین صحبت از این فیلم منحوس، آب از لب و لوچه ها راه می افته و لحن ها حالت غبطه آلود میگیره، کـسی برای اوضاع و احوال و فشاری که الان دختره بیچاره زیرش داره له میشه ذره ای تره خورد نمیکنه... کاشکی فقط تره خورد نمیکردن، لیچار هم بارش میکنن که "گه زیادی خورده کـس و کـونشو هوا کرده دختره جنــده لاشـی. حقشه!". یک نفر رو ندیدم که در مورد پسره چیز منفی ای بگه. بگه پسره عجب آشغال مادر به حرومی بوده که فیلمو پخش کرده. بگه پسره وقتی دختره یهو زد زیر گریه، پسره صرفا برای اینکه دختره خفه خون بگیره ده بیست ثانیه عملیات رو متوقف کرد و به محض ساکت شدن دختره عین حیوون به ادامه تـلمبه زدن مشغول شد... هیچی. همه صحبتها ته مزه اش، غبطه خوردن به حالیه که پسره کرده و پتیاره بودن دختره. ...ما آدمیم؟ یا خوک؟ LINK | comment: 4
|