.
.

.Fcuking Wasted.

  Saturday, November 04, 2006  


لازم بود اینو expand کنم:

- دقت کردم دیدم معدود po*rn هایی که واقعا قدرت turn-on داشتن روم، بلا استثنا homemade بودن تا حالا... مثلا فیلم همین یارو زهـره شوکـت بنده خدا.

تف توی روی من؛ اگه بتونم از دیدن این فیلم منحوس که بخاطرش این همه درد و خفت و بدبختی برای یه آدم پیش اومده کیفور بشم... دیگه حتی به چشم یه فیلم homemade عادی که دو تا آدم مث آدمای دیگه با هم رفتن لوس آنجلس، هم نمیتونم فیلمو نگاه کنم. این یکی دو روزه هر وقت حرفی در مورد این دختره بی نوا میشنوم و تصور اوضاع و احوالی که الان ممکنه داشته باشه رو میکنم، گریه م میگیره.

باورم نمیشه که هیچکی به این بخش قضیه نگاه نمیکنه. باورم نمیشه که وقتی در حین صحبت از این فیلم منحوس، آب از لب و لوچه ها راه می افته و لحن ها حالت غبطه آلود میگیره، کـسی برای اوضاع و احوال و فشاری که الان دختره بیچاره زیرش داره له میشه ذره ای تره خورد نمیکنه... کاشکی فقط تره خورد نمیکردن، لیچار هم بارش میکنن که "گه زیادی خورده کـس و کـونشو هوا کرده دختره جنــده لاشـی. حقشه!". یک نفر رو ندیدم که در مورد پسره چیز منفی ای بگه. بگه پسره عجب آشغال مادر به حرومی بوده که فیلمو پخش کرده. بگه پسره وقتی دختره یهو زد زیر گریه، پسره صرفا برای اینکه دختره خفه خون بگیره ده بیست ثانیه عملیات رو متوقف کرد و به محض ساکت شدن دختره عین حیوون به ادامه تـلمبه زدن مشغول شد... هیچی. همه صحبتها ته مزه اش، غبطه خوردن به حالیه که پسره کرده و پتیاره بودن دختره.

...ما آدمیم؟ یا خوک؟

| comment: 4